afsoon
دلم کمی هوا می خواهد … اما در سرنگ! از زندگی خســته ام.
afsoon
نقاشی اش خوب نبود اما راهش را خوب کشید و … رفت
afsoon
حكايت من حكايت كسی است،كه عاشق دريابود،اماقايق نداشت،دلباخته سفربود،اماهمسفرنداشت،حكايت كسی است كه زجركشيد،اما زجه نزد،زخم داشت ولی ناله ای نكرد،نفس ميكشيد اما هم نفس نداشت،وخنديد تا كسی غمش رانفهمد.
afsoon
کاش میفهمیدی که قهر میکنم تا دسم را محکمتر بگیری و بلند تر بگویی بمان نه اینکه شانه بالا بیندازی و ارام بگویی هرطور راحتی
maryam
در دفتر سفیدم یادت همیشه جاریست,اسمت برای قلبم فریاد بی قراریست
baran
ثانیه های پشت چراغ قرمز را تاب بیاور شاید دارند ارزوی کودکی دست فروش را برای یک دقیقه کاسبی بیشتر براورده می کنند.........
baran
یادش بخیر بچه که بودیم باهم قهر میکردیم تا قیامت...ولحظه ای بعد قیامت می شد
sir-oila
اگه گفتین اینجا کجاست؟؟؟؟
baran
ثانیه های پشت چراغ قرمز را تاب بیاور شاید دارند ارزوی کودکی دست فروش را برای یک دقیقه کاسبی بیشتر براورده می کنند